کد خبر: 1496

تاریخ انتشار: اسفند ۱۹, ۱۴۰۲

دلنوشته دوستی دبیر در رثای رفیقی شهید

در سالروز شهادت شهید کریم عمادی از فرزندان شایسته شهر سی سخت و صفات نیک و اخلاق پسندیده ایشان که از جمله نخبگان دانشگاه تهران بود ،دلنوشته ای از همدوره این شهید سعید به یادبود ،اینجا منتشر می شود.

به گزارش پایگاه خبری _تحلیلی سی سخت دنا” در سالگرد شهادت شهید کریم عمادی دانشجو طلبه دانشگاه تهران دلنوشته ای از طرف دوست و هم دوره ايشان جناب آقای دکتر حکمت اله حاجتی به این پایگاه خبری ارسال شد که جهت گرامیداشت یاد و نام این شهید ،عینا درج می گردد.

 

کریم فرزند سادگی بود

فرزند صفا وصمیمت

نه ادعا ، نه هیاهو

درپشت حمام بزرگ که بازی میکردیم

پاچه شلوارش رازیر جوراب جا میداد

دنبال توپ که میدوید ، گاه لنگ میزد

اما شوت زن خوبی بود

تلاشش این بود ، توپ را به بقیه برساند

اصلا این خصلت اوبود

گویی همیشه دنبال ادای دین بود

هیچ وقت طلبکار ندیدمش

فروتن وسربه زیر

لبخند ملیح برلب

اندکی هم طنز درکلام

با نگاه دلنشین

بیشتر شبیه بهاران بود

در درس ساعی بود

درایام افراطی گری چنان اعتدال داشت که نگو ونپرس

چون فاصله‌ اش را با بالادست وپایین دست حفظ کرده بود، برخدا بیشتر تکیه داشت.

قلم وبیل را باهم دردست داشت. دیدمش که برای هزینه دانشگاه عرق کارگری برجبین دارد.

کریم ساده وصادق بود. نمازش نیایش بود نه نمایش

کریم دوست من بود. دوست تو بود. به جبهه که رفت، دیگر برنگشت.

کریم شهید شد

کریم اول شاهد بود ومسئول

یار خانواده بود نه بار خانواده

پدرکریم خسته بود و دستانش پینه داشت

کریم میدید ومیدانست

که باید درچند جبهه بجنگد

جبهه فقر

زندگی عزت مندانه

باجبهه جهل

باجبهه افراط

وسرانجام جبهه جنگ

ناچار یکی را برگزید؟

نه درهمه جاجنگید

کریمانه جنگید

بعد شهید شد

کریم هم خوب زیست، هم خوب مرد

کریم خوب زیست

یعنی حلال زیست

بی تکبرگام برداشت

نرنجاند

حاکم مطلق زبان ونگاهش بود

همه شهدا عزیزاند.

کریم اگر شهید هم نبود والا بود

کریم دقیقا همان جنس خاک بود

بهره از سجود نماز، بی تکبر درزمین

طهارت روح وجان ، همه راکریم داشت

کریم درزمین خدا می لنگید

اما نزد خدا هرگز نلنگید

کریم رفت

دیگر برنگشت

کریم بودن هنر میخواهد

اوهنر کریم بودن راداشت

کریم نامش نبود

ذاتش بود

یادش گرامی

ارسال دیدگاه